از سوي ديگر، آن مجموعهٴ سترگ ممكن است حاوي نوشتههاي زمان او (تاريخدار يا به احتمال بيشتر بيتاريخ) باشد كه بايستي در بررسي پزشكي چين دراين زمان مورد بررسي قرار گيرد. اين مستلزم تمهيدات طولاني است كه من، ولو كار خود را كنار بگذارم، صلاحيت چنان پژوهشي را ندارم. نگاه كنيد به
فهرست وايگر (1911) زير عنوانهاي فرعي تغذيه و بهداشت، هوا و نور درماني، پزشكي و وظايفالاعضا، نيز نك ماسپرو (1937)، كه خاطر نشان ميكند بينشهاي تائويي دربارهٴ كالبدشناسي و وظايفالاعضا در مقايسه با بينشهاي غيرتائويي، اغلب عقبماندهتر است؛ اين ممكن است ولي پيش از قبول يك چنين اظهاري، بررسي متنهاي تاريخدار يا قابل تاريخگذاري خيلي بيشتري ضرورت دارد.
موضوعات و نظريههاي پزشكي در آثار بودايي چين هم پراكنده است، ولي تعيين آثار بودايي هم به اندازهٴ آثار تائويي دشوار است. بهترين گزارش كلي از پزشكي بودايي را تحت عنوان ژاپني بيو (به چيني پينگ، يعني بيماري)1 ميتوان يافت. وقتي در بالا اشاره كردم كه پزشكي چين صرفاً چيني بود، تنها به امكان تأثرات مسيحي و اسلامي فكر ميكردم كه چين از آن پرهيز كرده بود؛ به تأثير بودايي كه بيشك عناصر هندي را درآن وارد ساخت نميانديشيدم.
ولي آيين بودايي چنان جزء لاينفكي از انديشهٴ چيني شد، كه دشوار است بتوان هيچيك از كالاهاي فراواني را كه به چين برده شد، بيگانه پنداشت، خواه هينايانا باشد، خواه ماهايانا. اين مطلب به قدري درست است كه انديشههاي پزشكي بودايي را نه تنها در كتابهاي بودايي، بلكه در آثار تائويي هم ميتوان يافت. مثلاً در
سونـ چنـ جن چئينـ چينـ فانگ تأليف سون سسوـ مو (هفتم ـ 2)، كتابي كه به درستي در
تائوـ تسانگ گنجانده شده (وايگر شمارهٴ 1149، 1911)، گفته شده براي اينكه پزشك خوبي باشيد، كافي نيست كه به آثار كنفوسيوسي و تائويي احاطه پيدا كنيد، چون كسي كه كتابهاي بودايي را نخوانده باشد فاقد مهرباني و دلسوزي است و قادر به لذت بردن از ترك هوا و هوس نخواهد بود؛ او به شيوهٴ درستي با بيمارانش رفتار نخواهد كرد و بنابراين از عهدهٴ معالجهٴ آنان بر نخواهد آمد (هوبوگيرين، ص 263). از لحاظ نظري ميتوان گفت كتابهاي چيني نشاندهندهٴ كشمكش و جرح و تعديل ديرين ميان نظريهٴ بودايي چهار عنصر (آب، آتش، خاك و باد) و بيماريهاي ناشي از عدم تعادل اين عناصر است، هر عنصر ممكن است موجب 101 بيماري گردد و روي هم باعث 404 بيماري ــ و نظريههاي آيوروِدايي تريدوسا (سه خلط)2 و پانكابهوتا (پنج عنصر آب، آتش، خاك، باد، اثير) و مفاهيم يين و يانگ خودشان و غيره است. احتمال دارد انديشههاي هندي (اعم از بودايي يا آيوروِدايي) كه به